یادی از حكيم شیخ علی شفاه معروف به شیخ لالی

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

یادی از حكيم شیخ علی شفاه معروف به شیخ لالی

پست  najm134 في الإثنين يونيو 08, 2009 3:12 am

یادی از حكيم شیخ علی شفاه معروف به شیخ لالی
اين مقاله به زبان فارسي دري (افغانستان) نوشته شده است،؟ اصطلاحات و تعابير نامأنوس در ايران را توضيح نوشته ايم:
روزگاری که در منطقه هزارجات و جاغوری نه شفاخانه وجود داشت و نه داکتر (دكتر) و طبیب برای تداوی درد و درمان مردم , فقر و بیچاری حاکم و حکومت وقت نیز در امور صیحّی (بهداشتي) منطقه کوچترین توجه نداشت و اگر کوچکترین بیماری مانند سرما و زکام بوجود می آمد تبدیل به مرضهای سخت و لاعلاج می شد و همه مجبور بودند که برای درمان بیماران خویش با پرداخت پول سنگین راه کابل را در پیش گرفته و مدت ها در پایتخت بمانند.
امّا طبیبی ساده ی بنام شیخ علی شفاه که خدایش رحمت کند معروف به شیخ لالی در ولسوای جاغوری و در منطقه انگوری زندگی میکرد و برای حلّ بیماری و درمان دردهای مردم از طریق گیاهان و داروهاي یونانی مشغول خدمت بود و در منطقه هزاره جات همه او را می شناخت.
شیخ علی شفاه با دراید (دستاورد) فکر و اندیشه فوق العاده ی خدادادی خود توانسته بود که در اثر مطالعات فروان و توجه به آثار خلقت گیاهان و کشف راز درمانی از گل بوته های گیاهی و میوه و سبزی جات , بهترین دوا و دارو را بیافریند و از آن به نفع مردم خویش استفاده کند.
شیخ علی شفاه باغچه (باغ كوجك) داشت که درآن همیشه مشغول کار بود و خلاقیتی عجبی در تربیت درختان موثر و گیاهان ثمربخش داشت و برای حفظ درختان و سایر جنگلات خود 35 الی 40 سال قبل بهترین شیوه و طریقی را انتخاب می نمود تا که درسی برای دیگران باشد ؛ و همچنین اکثریت موقع (بيشتر اوقات) در دامن کوه ها مشغول تدبّر و اندیشه بود و بیاد داریم که دانه زردالو را در کنار یک نوع بته ی می کاشت که ریشه بسار عمیق در زمین داشت و این اندیشه برای شیخ علی شفاه موجود بود که داشتن ریشه طولانی بوته در زمین از رطوبت آن می توان دانه زردالو را به درخت بزرگ تبدیل کند او همیشه برای کشف مواد مورد نیاز به عنوان دوا و دارو و رفع مشکلات و ضروریات زندگی در گردش بود و براستی که از ثمره تلاش عاقلانه او خلق الله بهره می برد.

ایشان از اینکه عالم دین بود درتقوا و پرهزگاری و اطاعت خدا عاشقانه مشغول بوده و ایمان داشت که طبیعت زیبا برای بشریت خلق شده و همیشه می فرمود: این ما هستیم که برای حلّ مشکلات درمانی و نیازهای مورد ضروری خویش خود تلاش کنیم.
دست پاکی در طبابت داشت با یاد و نام خدای جلیل آغاز می کرد و با نگاهی به صورت و زبان و گلو و نبض دست بیمار , برایش کافی بود که بداند درد و بیماری بیمار چیست.
مردم اکثریت او را به نام شیخ لالی می شناخت و برای درمان بیماریها به او مراجعه می نمودند و اگر احیاناً شیخ در منزل نه بود (نبود) بلا فاصله روانه باغچه شیخ می شدند که در آن ایشان مشغول مطالعه ی طبیعت بود و از وجود گیاهان دارو می ساخت تاکه جامعه از مشکلات دارویی رهای یابد .
شیخ لالی با نظافتی روحی که داشت با دلداری در تقویه روحی و فکری بیمار تلاش داشت و میگفت که شفاه دهنده خداست انشالله بعد از نوشیدن این دوا حتماً بیماری ات خوب می شود و لازم نیست که راه های طولانی را تا به کابل طی کنی و بعضی موقع اگر بیماریی طرف به اوج خود رسیده و لاعلاج بود به بهانه ی اطرافیان را از بردن بیمار در کابل منع می کرد و اگر قابل علاج بود و به عملیات نیاز داشت او را به بیمارستان عمومی در کابل هدایت می نمود که باید بیمار بستري شود.
شیخ لالی مرد دنیا و دین بود او خدا را با تمام وجود می شناخت و باعشق مشغول عبادت بود و همچنین در امور دنیایی بسیار فعالیّت داشت و می گفت که اگر در شناخت دنیا آمادگی نداشته باشیم و از عالم موجود به نفع خویش نکاریم آخرت را نخواهیم داشت.
شیخ علی شفا و امتحان داکتری در کابل: روزی یکی از دوستان او در باره دانش شیخ صحبت می کرد و ایشان از شیخ لالی داستان عجیبی را نقل نموده و گفت: در کابل بودیم تصمیم براین شد که داکتران کابل را که هرکدام پرفیسور بودند و به تحصیلات خویش می نازیدند را امتحان کنیم , شیخ دارویی را خورد و بعد از لحظه حالش منقلب و نظر به تصمیم , او را در نزد داکتر بسیار معروفی بنام داکتر فتاح که در روبروی پشتنی تجارتی بانک معاینه خانه (مطب) داشت و از جمله داکتر مخصوص ظاهرشاه پادشاه وقت بود , بردیم و به عنوان عاجل (اورزانس) فرصت گرفته شد , داکتر فتاح بعد از معاینه دقیق به همراهان گفت که بلافاصه ایشان را برگردانید و ترتیب کفن و دفن ایشان را بیگیرید و ایشان تا فردا زنده نیست. براستی که شیخ در انتهای وقت قرار داشت و به جز همراهان کسی نمی دانست که خبر از چیست؟ و شیخ درحق خود چه کرده است؟
شیخ علی شفاه را داکتر فتاح به تمام معنی از طبابت جواب داده اعلان مرگ او را داد و و ما هم شیخ را برداشته و به منزل آوردیم , طبیب غیر مسلکی (غير رايج) ما شیخ لالی بعد از ورود در منزل داروی دیگری خورد و مقدار سیب با آن تناول نموده و در میان ما نشست و فردا شیخ را باز هم به همان داکتر بردیم تا که داکتر او را معاینه کند , داکتر فتاح وضع او را دید و خیلی مبهوت شد و باحالت عجیبی گفت این همان بیمار دیروز است که من مرگش را اعلان کردم؟ گفتیم آری
داکتر نگاهی به شیخ انداخت و گفت که چکاره ؟ و دیروز بعد از برگشت چه خوردی؟ شیخ گفت اینش دیگه به من مربوط است حالا بگو که می میرم یانه؟
ازاینکه شیخ علی شفا پینهانی طبابت می نمود و لینسس (مدرك و مجوز) طبابت را نداشت از اظهار هرگونه دوا و درمانش خودداری نمود , ولی داکتر با حالت بسیار متغّیر و شوک مانند در جواب گفت که: نه خیر تا خدا اجلت را نیاورده از این به بعد نخواهی مرد.
بالآخره شیخ علی شفاه قربانی جهالت بیگانه پرستان شد: بعد از کودتای ننگین هفت ثور (كودتاي كمونيستها) جهالت محض بر کشور حاکم گردید و دارو دسته های خلق و پرچم زمام امور را در دست گرفته و نور محمد ترکی یکی از بدنام ترین انسان که فاقد هر نوع دانش انسانی بود زمام امور را به دست گرفته و با خیال پردازیهای کور کورانه برای قلع و قمع و نابودی اندیشه های بزرگ در کشور , دنبال خدمت گذاران صدیق براه افتادند و تاکه توانستند چهره های شناخته شده را دستگیر و به جوخه اعدام سپرد, که البته در این میان شخصیت فداکار و تنها داکتر و طبیب بی ریایی منطقه شیخ علی شفاه نیز شامل بود.
از انگوری شیخ علی شفا و شیخ فقهی از خارتیزک و رمضان علی شریفی از هتقُل ناوه را گرفتند و مردم ما را در سوگ مردانی نشاندند که امروز جای آنها را نه در دیانت و ایمان پرُ می کنند و نه در زهد , تقوا و پرهیزگاری.
دانشمندان و شخصیتهای بزرگ همیشه در افغانستان بدست نسلی نابود می شود که برای رسیدن به حکومت همیشه دشمنان دین اسلام و مردم را به کمک می طلبند و امروز نیز نسلی از همان جاهلیت برگرده مردم حکم می راند که که درسایه اشغال کشور به قدرت رسیده است.
خدا قوم (ملت) خاین را خایف و ذلیل قرار داده است و ناگفته نماند که تن دهندگان به ذلت و زبونی همیشه مورد لعنت خدا واقع می شود.
یاد و روح شیخ علی شفاه و سایر شهدا گرامی باد و شهادت آنها ضایعه سنگین برای منطقه و دیار است و امیدوارم که فرزندان قوم (ملت) راه شیخ لالی و سایر شهدا را آنگونه که باید ادامه داده و در بدست آوردن علم و کمال صادقانه تلاش نمایند تا باشد که جای شخصیتها و بزرگان قوم (ملت) را با تربیت صحیح خود خالی نگذاریم.التماس دعا...بقلم اللهیاری

معرفي عنوان: هر جند نوابغ علمي نوعا آزاده از فضاي غير علمي وبالطبع سيستم سلطه جهاني هستند ولى در اين فصل سعي داريم به معرفي نوابغي ببردازيم كه نوآوريهايشان برخلاف مصالح قارونهاى جهان بوده يا عليرغم ممانعتهاى مافياي علمي به دستاوردهايي موفق كَرديده و دانش بيرون از منافع سلطه را تحقيق نموده اند.

najm134
Admin

تعداد پستها : 443
تاريخ التسجيل : 2009-05-04

خواندن مشخصات فردي http://rasaane.own0.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد