فوت فرزند مسئول واکسيناسيون كشور در اثر واکسن!!

اذهب الى الأسفل

فوت فرزند مسئول واکسيناسيون كشور در اثر واکسن!!

پست  najm134 في السبت يونيو 27, 2009 7:42 am

فوت فرزند مسئول واکسيناسيون كشور در اثر واکسن!!
شكي در استفاده صحيح از واكسن (غيرتجارتي) در وقت شيوع بيماري نيست، اما در وقتي كه قدرتهاي استكباري جهاني كشورهايي مانند ايران را در تحريم شديد قرار داده؛ ولى در همين وقت كمكهاي مليون دلاري مي كنند كه شما واكسنهاي كَران قيمت مخصوصي را در يك طرح سراسري به كودك و نوجوان و جوان ايران تزريق شود، سهم مشاركت اسرائيل در تقبل هزينه واكسيناسيون و كنترل جمعيت مسلمانان بسيار عمده و قابل توجه است، با اين وضعيت آيا اجرا كردن طرحهاى اين جنيني واكسن؛ لااقل ساده لوحانه نيست؟!
آن صبح نسيم ملايمي در حال وزيدن بودو انسان را وسوسه مي کرد که به جاي رفتن به اورژانس، کنار چمن ها نشسته و از هواي پاک بهاري لذت ببرد!! ولي اين آرزو خيالي بيش نبود.در حياط بيمارستان طبق معمول تعدادي همراه بيمار مثل يک کلني زنبوردور هم جمع شده بودند. ولي يکي از آنان آشنا به نظرمي رسيد او بازنشسته مرکز بهداشت با سي سال سابقه کار طاقت فرسادربدترين مناطق مرزي شمال غرب کشورمان بود.چهره اش ديگر شادابي گذشته را نداشت و حکايت از غمي در وجودش داشت. بعد از يک چاق سلامتي گفتم : از اين طرفها يادي از فقيروفقرا کرديد. او با ناراحتي جواب داد: ببخشيد آقاي دکتر مي دانم که وقت نداريد ولي سؤالي داشتم کودکي که داراي تورم غدد لنفاوي زير بغل بعد از تزريق واکسن ب ث ژ مي شود چند درصد احتمال گرفتن عفونت سل در او وجود دارد؟ .گفتم : مزاح ميفرمائيد شماکه خودتان مسئول واکسيناسيون هستيد، معلومه بسيارکم اتفاق ميافتد چطورمگه ؟ گفت: دراين سن پيرو پاتالي صاحب يک نوزاد شده ام متاسفانه بعد از تزريق اولين دوز واکسن ب ث ژنوزادم دچارتورم شديد غدد لنفاوي زير بغل شده است وآلان نيز منتظر آمدن متخصص کودکان هستم .گفتم: که شما يک پارچه استاد کارواکسيناسيون هستيد ما هر چه هم ياد گرفته ايم نتيجه زحمات شماست. گفت : نمي دانم با اينکه سي سال براي سلامتي فرزندان اين مرزوبوم شب و روز در هر کوي و برزني تلاش کرده ام ولي يک حس غريبي اين بارنسبت به اين واکسيناسيون وعوارض آن در نوزادم دارم، احساس مي کنم که فرزندم آلوده به ميکروب سل شده است ،هر چند مي دانم امکان اين موضوع بسيار کم مي باشد ولي اصلا آرام و قرار ندارم .گفتم :بابا اين قدر ناراحت و دمق نباش ، انشاءالله چنين چيزي اتفاق نمي افتد. اين را گفتم و راهي اورژانس شدم .فرداي آن روز دوباره او را ديدم که گفت فرزندش را بستري کرده اند تا آزمايشاتي روي آن از نظر احتمال ابتلا به سل را انجام دهند.روزها گذشت و روزي اوراجلوي در ورودي بخش اطفال ناراحتتر از روزهاي قبل ديدم.با پزشک معالج نوزادش گفتگو نموده ، ولي عجيب بود نوزاد همکارمان سل گرفته و هر روز هم حالش بدتر مي شد. هر چند تمامي اقدامات درماني براي نوزاد شروع شده ولي هيچ فايده اي در علايم بيماري نوزاد نداشت . بالاخره متاسفانه بعد ازگذشت بيست روز نوزاد به خاطرابتلا به سل فوت کرد و همکارمان را داغدار نمود ولي بيشتر از او، ما و دوستان پزشک و پيراپزشک ناراحت شديم چون که فرزند کسي که سي سال واکسيناسيون انجام داده بود در اثر عوارض بسيار نادر واکسن ب ث ژ فوت نمود ومصداق همچون ضرب المثل کوزه گردرکوزه افتاد، شد. خاطره پزشکي نوشته : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) از اورميه - ويراستار: سيمين گله بان از اورميه

najm134
Admin

تعداد پستها : 443
تاريخ التسجيل : 2009-05-04

خواندن مشخصات فردي http://rasaane.own0.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد